کاربر مهمان می نویسد "آیین بهایی و تفکرات انقلابی، تساوی حقوق زن و مرد
نمیدانم 160 سال زیاد است یا کم. اما بیایید به آن دوران برگردیم. دوران حکومت قاجار. شاید با وضعیتی که امروزه در ایران وجود دارد، تصور خصوصیات جامعهی 160 سال پیش کمی مشکل باشد. امروزه علاوه بر مردان، زنان نیز تا حدی در عرصههای اجتماعی فعالیت میکنند. اما آن زمان چه؟ پدرم تعریف میکند که یکی از اقوامشان -که یک خانم بوده- برایش از دوران گذشته خاطراتی میگفتهاست و در میان این خاطرات اشاره نموده که زن در زمانهای گذشته از جایگاه پایینی برخوردار بودهاست. مثلاً زنان در آن زمان از نظر ارتباط با دیگران بسیار در مضیقه بودهاند و اجازهی صحبت کردن با مردان را نداشتهاند. هنگامی که مردی به در خانهی دیگری میرسید و در میزد، اگر مرد در خانه بود که جواب میداد، ولی اگر نبود زن تنها اجازه داشت تا سه جمله سخن بگوید: "کیست؟"، "چه کار داری؟"، "شوهرم در منزل نیست."
همچنین زنها در آن زمان اجازهی تحصیلات عالیه را نداشتند. یا اگر هم میداشتند محدود به خانوادههایی بود که از نظر فکری و فرهنگی با خانوادههای دیگر تفاوت داشتند. خیلی نیاز به سند و مدرک ندارد؛ زیرا همین امروز شاهد آنیم که بسیاری از والدین متعصب اجازهی برخوردای از تحصیلات را به فرزندان دختر خود نمیدهند. (حتی دورهی دبیرستان را). دلیلی که میآورند این است که دختر باید تنها اصول خانهداری را یاد بگیرد و فرزندش را بزرگ کند، سواد به چه دردش میخورد؟ همین قدر که بخواند و بنویسد کافی است. در همان زمان که زنها اجازهی حضور در جامعه را نداشتند و نمیتوانستند مانند مردان پیشرفت و ترقی کنند، با ظهور آیین بابی و پس از آن آیین بهایی، افکار جدیدی شروع به شکلگیری نمود.
آیین بهایی به جهانیان میآموزد که زن و مرد از نظر فکری باهم برابرند و حقیقت وجودی آنها یکی است. زن و مرد نزد پروردگار یکسانند. این درحالی است که در دوران گذشته عقل زنان کسری از عقل مردان شمرده میشد. این اولین باری بود که حقوق زنان در جامعهی انسانی به اندازهی حقوق مردان، ارزشمند تلقی میشد. در آیین بهایی زن و مرد همانند دو بال یک پرنده شمرده میشوند. پرنده تنها زمانی میتواند پرواز کند که هر دو بال را داشته باشد. اگر یکی از بالها ضعیف باشد، پرواز کردن خیلی مشکل خواهد بود. به همین نحو، جامعهی انسانی نیز برای پیشرفت و ترقی به هر دو جنس یعنی زن و مرد نیاز دارد. زنان نیمی از جمعیت انسانها را تشکیل میدهند. اگر این نیمه پیشرفت نکنند، جامعهی انسانی هم پیشرفت نخواهد کرد.
بهاییان عقیده دارند که اگر تابحال کمتر شاهد آن بودهایم که زنان از نظر علمی یا در زمینههای دیگر پیشرفت نمایند، به خاطر آن است که به زنان کمتر اجازهی پیشرفت داده شدهاست و بسترهای مناسب برای آموزش آنها وجود نداشتهاست. جامعه مسئول است تا تمام شرایط پیشرفت را برای مردان و زنان، یکسان در نظر بگیرد. تنها در این صورت است که پیشرفت حقیقی کل جامعه حاصل میشود. از نظر جامعهی بهایی زنان ضعیفه نیستند. زن کالایی برای ارضای میل جنسی مردان نیست؛ بلکه زن و مرد در برآوردن نیاز جنسی خود از حق یکسانی برخوردارند. به همین دلیل است که در احکام بهایی چه مرد و چه زن اجازه دارند تا فقط یک همسر را در آن واحد اختیار نمایند. در روابط زناشویی باید حق دو طرف محفوظ باشد و مرد اجازه ندارد که هنگامی که زن راضی نیست از او برای ارضای شهوت خود استفاده کند و به اصطلاح او را مورد آزار جنسی قرار دهد. تربیت زنان از نظر آیین بهایی بسیار مهم است و حتی اگر جامعه در تنگنا قرار بگیرد به طوری که نتواند پسران و دختران را در آن واحد تربیت کند، تربیت دختران ارجح است. دلیل آیین بهایی این است که دختران در آینده اولین کسانی هستند که وظیفهی تربیت فرزندانشان بر عهدهی آنهاست.
طبق اعتقادات بهایی روح مرد و زن، جنسیت ندارد. همگی نزد خدا یکسانند و میتوانند فضایل اخلاقی و صفات الهی را کسب نمایند. آیا منطقی است اگر بگوییم که زنان از نظر عقلی کمتر از مردانند؟ خیر. حتی از نظر علمی نیز ثابت شدهاست که چنین تصوری کاملاً غلط است. حتی جالب است بدانیم که دختران تا سن پانزدهسالگی از نظر عقلانی سریعتر از پسران رشد میکنند. امروزه خیلی از زنان دانشمند در فعالیتهای بزرگ علمی مانند پروژههای ناسا شرکت میکنند و یا خیلی از زنان ادارهی سازمان یا حتی مملکتی را به عهده میگیرند. زنان به طور کلی از روحیهای صلحطلب برخوردارند. در نتیجه میتوانند در ایجاد صلح و وحدت نقش مهمی را ایفا کنند. البته شنیدهام که در برخی کشورها حقوق مردان کمارزشتر از حقوق زنان است. این نیز صحیح نیست. حقوق مرد و زن باید برابر باشد. زیرا که هر دو فقط از نظر جسمانی تفاوت دارند. اگر هم از نظر عاطفی فرقهایی وجود دارد، از حکمتهای زیبا و بالغهی پروردگار است. این عواطف متفاوت، باید مکمل یکدیگر باشند و ما را در ساختن دنیایی بهتر یاری دهند.
"